شمس سراج عفيف

484

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

او را برين آورده تا شرح اين مقال و فصل اين اموال و افعال و قيل و قال بد خصال ابو رجا در سمع مبارك حضرت فيروز شاه رساند - و جهاني را از شر ابو رجا خلاص سازد - معهذا روزي از روزها حضرت شهنشاه مصفا در محل بار جاي باصفا بار داده بود و ملك عبد إله كاركن پيش تخت فلك رفعت دام رفيعا بازنمود و ابواب راز خود بازكشود - آغاز كرد كه از صدقهء شاه جهان و شهنشاه دوران بندهء درگاه و كمينهء اين بارگاه دو پرگنه دارد و ملك ضياء الملك در پرگنات بندهء درگاه بغايت و بينهايت ميپيچيد براي آن تا رشوت ستاند - درين محل حضرت فيروز شاه اكمل ملك شمس الدين را طلبيد - و اين لفظ از زبان بيزيان خود كشيد - فرمان شد عبد إله چه ميگويد - ابو رجا بازنمود كه پرگنات ملك عبد إله محصول اندكست - و حاصل بسيار و بيشمارست - ملك عبد إله جوهر گوهر ملكي نكات مشهور سفت - و گفت كه از صدقهء شاه جهان تمام مملكت دار الملك دهلي بعنايت ازلي جل جلاله و عم نواله در عهد دولت شاهي و طور مكنت شهنشاهي خراجها و محصولهاي كه هست يكي بده رسيده - هركجا كه تو رشوت ميستاني ازو ميگذري - و هركه ترا رشوت نميدهد بر او قصد مينمائي - من بنده رشوت ندارم ترا از سر خود چه نوع بازآرم - هر آئينه در كار من پيچش بسيار و قصد بيشمارست - درين محل جميع اعوانان حضرت